تبلیغات
جالبترین تصاویر

جالبترین تصاویر

» عکس/ بازگشت مهدی هاشمی به ایران ( دوشنبه 3 مهر 1391 )
» مهدی هاشمی تفهیم اتهام شد/تعهد برای معرفی به دادستانی ظرف 24 ساعت ( دوشنبه 3 مهر 1391 )
» عكس اسپرت لباس مردانه ( جمعه 24 شهریور 1391 )
» کاریکاتور مسی و زنش ( جمعه 24 شهریور 1391 )
» نتایج لیگ فوتبالجوانان تهران ( جمعه 24 شهریور 1391 )
» عکس های جدید ستاره جعفری بازیگر سریال گل پامچال ( جمعه 24 شهریور 1391 )
» جدیدترین تزءین ماشین عروس ( جمعه 24 شهریور 1391 )
» نقاشی های زیبای این هنرمند با میخ و چکش + عکس ( پنجشنبه 23 شهریور 1391 )
» 10 عدد از ترسناک ترین فیلم هایی که در هالیوود ساخته نشده است! (+عکس) ( چهارشنبه 22 شهریور 1391 )
» اعتراض عجیب زنان و مردان به دولت هند! + عکس ( چهارشنبه 22 شهریور 1391 )
» تکان دهنده ترین عکس در مسابقات پارالمپیک! ( چهارشنبه 22 شهریور 1391 )
» مدونا بخاطر اوباما در کنسرتش لخت شد! + عکس ( چهارشنبه 22 شهریور 1391 )
» اولیویا به عنوان زیباترین دختر امریکا در سال 2012 شناخته شد + عکس ( یکشنبه 19 شهریور 1391 )
» قیافه دختران هنگام ریمیل زدن ( یکشنبه 19 شهریور 1391 )
» عکسهای جدید احسان خواجه امیری به همراه همسرش ( یکشنبه 19 شهریور 1391 )
» نیکبخت واحدی در کنار اتومبیلش + عکس ( یکشنبه 19 شهریور 1391 )
» زنی با عجیب ترین انگشت های دنیا ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» مدل نقاشی فانتزی با مداد رنگی ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» نوارهای مانتو سنتی ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» دانلود فیلتر شکن تیر سال 91 ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» مدلهای ملیله دوزی ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» عکسی متفاوت از آزاده نامداری ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» عکس/ اکبر عبدی در کنار دخترش ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» نظریه اختیاری بودن ظهور (قسمت پایانی ) ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت سوم) ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت دوم) ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت اول) ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» بذارین برم یاسر ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» وانت جدید ایران خودرو ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» دانلود کارتون آواتار دوبله فارسی ( جمعه 17 شهریور 1391 )
تبلیغات

نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت دوم)

نویسنده: فرزند آذربایجان جمعه 17 شهریور 1391 دسته بندی : اخبار - فرهنگی ,
نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت دوم)

3. دلایل نظریه

3-1. دلایل كلامى ـ نقلى

ظهور یعنى آشكار شدن بعد از غیبت كردن و مخفى شدن1. به عبارتى دیگر ما وقتى مى ‏گوییم فلانى ظهور پیدا كرد یعنى قبلا آن شخص حضور داشته ولى مانعى باعث شده كه ایشان مخفى شوند.

همانطور كه در فصل قبل اشاره كردیم، وجود امام و حضور ایشان در زمین ضرورى است، نصب و آفریدن امام لطفى واجب بر خداوند و حضور امام(ع) تكلیفى واجب بر ایشان است. لذا اصل بر حضور امام(ع)است؛ یعنى تا وقتى كه مانعى از حضور امام نباشد، باید امام حضور داشته باشند. پس غیبت و عدم حضور امام(ع)حاكى از مانعى است كه بر سر راه حضور امام قرار گرفته و آن مانع ایشان را از حضور داشتن، معذور كرده است. حال اگر آن مانع برداشته شود بلافاصله ظهور تحقق مى ‏یابد؛ چرا كه حضور امام(ع)ضرورى و واجب است.


نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت دوم)

3. دلایل نظریه

3-1. دلایل كلامى ـ نقلى

ظهور یعنى آشكار شدن بعد از غیبت كردن و مخفى شدن1. به عبارتى دیگر ما وقتى مى ‏گوییم فلانى ظهور پیدا كرد یعنى قبلا آن شخص حضور داشته ولى مانعى باعث شده كه ایشان مخفى شوند.

همانطور كه در فصل قبل اشاره كردیم، وجود امام و حضور ایشان در زمین ضرورى است، نصب و آفریدن امام لطفى واجب بر خداوند و حضور امام(ع) تكلیفى واجب بر ایشان است. لذا اصل بر حضور امام(ع)است؛ یعنى تا وقتى كه مانعى از حضور امام نباشد، باید امام حضور داشته باشند. پس غیبت و عدم حضور امام(ع)حاكى از مانعى است كه بر سر راه حضور امام قرار گرفته و آن مانع ایشان را از حضور داشتن، معذور كرده است. حال اگر آن مانع برداشته شود بلافاصله ظهور تحقق مى ‏یابد؛ چرا كه حضور امام(ع)ضرورى و واجب است.

علّت و سبب غیبت چیزى جز مانع حضور امام(ع)نیست و با رفع این مانع، غیبت امام(ع)بدون دلیل و بى حكمت خواهد شد. بلكه دلیل، بر حضور امام(ع)دلالت خواهد كرد. پس اگر بخواهیم اسباب ظهور را پیدا كنیم باید آنرا از موانع حضور امام(ع)و به تعبیرى دیگر از علل غیبت، سراغ بگیریم؛ چون با رفع و از بین رفتن این موانع، ظهور بلافاصله تحقق خواهد یافت. بنابراین، رفع علت غیبت، سبب ظهور است و به عبارتى دقیق‏تر مى‏توان گفت با رفع علت غیبت، دلیل حضور امام كه همان لطف وجوبى از طرف خداوند است موجود است و مانع حضور نیز مفقود مى‏باشد و از این‏رو ظهور فورا و وجوبا تحقق خواهد یافت.

خلاصه اینكه اسباب ظهور رابطه عكس با علل غیبت دارند. یعنى نبودن علّت غیبت، سبب ظهور خواهد شد و هر چه علل غیبت كم رنگ‏تر شوند، اسباب ظهور پررنگ‏تر خواهد شد. حال براى بررسى كردن نقش اراده و اختیار شیعیان در تعجیل و تحقق ظهور باید به علل غیبت بپردازیم. به بیان دیگر براى اثبات اختیارى بودن ظهور باید ثابت كنیم كه غیبت امام ناشى از سوء انتخاب مردم بوده است و مردم با جبران رفتارشان مى‏توانند به ظهور دست یابند.

علماء سه علّت عمده براى غیبت ذكر كرده‏اندكه به آن مى‏پردازیم.

الف) غیبت، پناهگاهى براى حفظ جان مباركشان

امام صادق(ع)فرمودند: اى زراره! امام مهدى(ع)چاره‏ اى جز غیبت نخواهد داشت. زراره سؤال كرد: دلیل غیبتش چیست؟ امام(ع)در حالى كه با انگشت به بدن مبارك‏شان اشاره مى‏كردند فرمودند: ترس از جانش»2.

از امام معصوم نقل شده است كه: در زندگى صاحب الامر(ع)سنتى از حضرت موسى(ع)است. سؤال شد چه سنتى؟ فرمودند: همیشگى خوف و غیبت او از حكومتها، تا این كه خداوند به یارى كردن او اذن دهد و به همین دلیل رسول اكرم(ص) یك‏بار در شعب و بار دیگر در غار مخفى شدند و به همین دلیل امیر المؤمنین(ع)خانه نشین شد و از مطالبه حق خویش صرف‏نظر كرد.3

امام موسى بن جعفر(ع)مى‏فرمایند: غیبت در زندگى امام مهدى(ع)دقیقاً مانند سنت انبیاء(ع)اتفاق مى ‏افتد.4

انبیاء(ع)با تهدید جدى به قتل از امت خود جدا مى ‏شدند و در مكانى دور از چشم ستمگران مخفى مى‏شدند؛ چرا كه در تمام شرایع الهى، حفظ جان واجب است خداوند متعال در قرآن كریم مى‏فرماید: لا تلقوا بأیدیكم إلى التهلكه.5 خویشتن را به دست خویش به هلاكت میندازید.

لذا خودكشى حرام است. البته وقتى كه افرادى با سلاح قصد كشتن فردى را داشتند و او بدون هیچ سلاح دفاعى فرار نكند تا اینكه او را بكشند، این چیزى جز خودكشى نیست. تقیه یكى از واجبات شرعى است و به‏ خصوص در شیعه زیاد به آن سفارش شده است. یعنى وقتى كسى جانش به خاطر مذهبش به خطر افتاد باید مذهب خویش را مخفى كند. البته تقیه نباید طورى باشد كه اساس معنویت در زمین نابود شود. در شرایع سه چیز به ‏طور رتبى حرمت دارد: اول دین؛ دوم جان؛ سوم مال. یعنى در درجه اول دین حرمت دارد و در درجه دوم جان و بعد مال باید حفظ شود. براى بیان دین و حفظ معنویت هیچ گاه زمین خالى از حجت و اولیاى الهى نبوده است.

پیامبران زیادى براى تبلیغ دین، آمده‏ اند و در این راه خیلى از اذیت و آزارها را تحمل كرده‏ اندو حتى شهید شده‏ اند. چون اگر دین به‏ طورى در خطر باشد كه اثرى از آن در زمین نماند و جاى حق و باطل عوض شود و مردم نتوانند حتى به ‏صورت مخفیانه دیندار باشند، آنگاه جان مباح مى‏شود و براى حفظ اساس دین باید جان ‏فشانى كرد. در صورت خطر نابود شدن دین، نمى‏توان حفظ جان كرد. ولى اگر معنویت و دین را مى‏توان ترسیم كرد و حق و باطل را بیان كرد ولى اقامه دین به ‏خاطر ستمگران مشكل باشد در این صورت بدون هیچ سلاح دفاعى نم ى‏توانیم جان خویش را به خطر بیندازیم. و به عبارتى ابلاغ دین و رساندن آن به مردم كه لطفى واجب بر خداوند و تكلیفى بر پیامبران و اولیا(ع)مى‏باشد، حتى در صورت نیاز به جانفشانى باید صورت بگیرد. و در این مرتبه تقیه معنا ندارد ولى بعد از تبلیغ دین و رسیدن آن به مردم و انفكاك حق از باطل است كه تقیه معنا پیدا مى‏كند؛ یعنى براى اقامه دین كه در حوزه افعال و اختیار مردم است، باید به سلاح دفاعى مجهز شد در صورت نبودن سلاح، باید حفظ جان كرد و مخفیانه دیندارى كرد. البته ما در عناوین بعدى به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت.

ائمه اطهار(ع)براى فهمیدن غیبت امام عصر(ع)ما را به سنت انبیا ارجاع داه‏اند. شیخ صدوق كتاب مفصّلى در غیبت امام زمان(ع)تألیف كرده است. ایشان درباره انگیزه تألیف این كتاب مى‏فرماید كه در عالم خواب به حضور امام عصر(ع)رسیده است و چنین توضیح مى‏دهد:

به او سلام كردم و او جواب سلام گفت و بعد فرمودند كه چرا درباره غیبت كتابى تألیف نمى‏كنى تا اندوه دلت را ببرد، عرض كردم یابن رسول‏ اللّه‏(ص) درباره غیبت تألیفاتى دارم، فرمودند: آنها به گونه اى كه من دستور مى‏دهم تألیف نشده ‏اند، اكنون مستقلاً كتابى درباره غیبت تألیف كن و غیبت پیغمبران را در آن درج كن.6

بنابراین كلید معماى غیبت را باید از سنت پیامبران سراغ گرفت. براى روشن شدن این مطلب به‏ ناچار به سنت پیامبران نگاهى گذرا مى ‏اندازیم:7

ادریس پیامبر(ع)در زمان پادشاه ستمگرى با تقیه زندگى مى‏كرد تا اینكه یكى از شیعیان ایشان به دست پادشاه كشته شد و زمین او غصب شد. حضرت ادریس(ع)از طرف خداوند به پادشاه وعده عذاب داد. پادشاه كه از این وعید عصبانى شده بود چهل نفر را در تعقیب آن حضرت فرستاد تا او را بكشند. آن حضرت بعد از اطلاع به بیرون از شهر گریخت و در كوهى بلند در درون غار مخفى گردید. یعنى وقتى حضرت ادریس یقین كرد كه در صورت حضور در بین امت لحظاتى بعد كشته خواهد شد، از بین امت خویش غیبت كرد؛ چرا كه فرار نكردن ایشان مساوى با خودكشى بود.

حضرت ابراهیم(ع)در زمان نمرودیان به ‏دنیا آمد. وعده تولد ابراهیم توسط پیامبران به مؤمنان داده شده بود و این خبر را نمرودیان مى ‏دانستند. لذا حضرت ابراهیم مخفیانه به دنیا آمد. و مادرش مخفیانه ایشان را بزرگ كرد تا اینكه حضرت ابراهیم بزرگ شد و براى انجام رسالت تبلیغ دین دعوتش را علنى كرد، اما بعد از ماجراى زنده ماندن در درون آتش دوباره غیبت كرد، چون آن حضرت را از شهر بیرون كردند.

قبل از تولد حضرت موسى، همه در انتظار تولد چنین مولودى بودند؛ زیرا همه این وعده الهى را مى ‏دانستند كه به ‏دست ایشان كاخ فرعونیان نابود مى‏شود و مؤمنان به فرج خواهند رسید. حضرت موسى(ع)مخفیانه به ‏دنیا آمد و مادرش از ترس اینكه فرزندش به‏ دست فرعونیان كشته شود با الهام الهى وى را درون تابوتى گذاشت و در رود نیل رها كرد. آسیه زن فرعون در كنار رود به تفریح مشغول بود. تابوت را پیدا كرد و موسى را به دامان گرفت و محبت آن حضرت(ع)در دل آسیه افتاد و او فرعون را متقاعد ساخت كه حضرت را به فرزندى قبول كند. موسى(ع)به ‏دست فرعونیان بزرگ شد و مخفیانه به انجام رسالت و تبلیغ دین مشغول بود تا اینكه روزى به دفاع از یكى از شیعیانش یك مرد فرعونى را كشت و فرعون دستور قتل ایشان را صادر كرد و سربازانش را در تعقیب وى فرستاد. موسى(ع)كه از این ماجرا با خبر شد از آن سرزمین فرار كرد و از امت خویش غایب شد؛ چرا كه اگر لحظه ‏اى بیش‏تر در آنجا مى‏ماند به دست سربازان فرعون كشته مى‏شد و این چیزى جز خودكشى نبود.

امام صادق(ع)فرمودند: در قائم(ع)سنتى از موسى بن عمران هست. عرض كردم: چه سنتى؟ فرمودند: پنهانى ولادت او و غیبت او ... .8

بعد از حضرت موسى(ع)یوشع بن نون به نبوت رسید. مردم از دعوت وى استقبال كردند تا آنكه توانست به كمك شیعیانش حكومت را به دست گیرد. ولى بعد از ایشان دوباره محیط رعب و وحشت براى مؤمنان ایجاد شد و پیامبران بعد از این پیامبر تا زمان حضرت داوود(ع)مخفیانه ابلاغ رسالت مى‏كردند. لذا از اسم و زندگانى آنها خبرى نداریم ولى مى‏دانیم كه در هیچ زمانى، زمین از پیامبران و اولیاى الهى براى رساندن دین به مردم خالى نمانده است.

امیر المؤمنین(ع)مى‏فرمایند: خدایا چنین است كه هرگز روى زمین از قیام كننده‏اى با حجت و دلیل، خالى نمى‏ماند، خواه ظاهر و آشكار باشد و خواه بیمناك و پنهان، تا دلائل و اسناد روشن الهى از بین نرود و به فراموشى نگراید.9

حضرت داوود(ع)با كشتن جالوت، طاغوت زمان خویش، حكومت را به دست گرفت و حضرت سلیمان(ع)را براى نبوت و خلافت بعد از خودش به مردم معرفى كرد، ولى آنها به بهانه جوان بودن حضرت سلیمان(ع)اطاعت نكردند. حضرت سلیمان(ع)مخفیانه به تبلیغ دین پرداخت و پس از مدتى با امداد غیبى به چنان قدرت عظیمى ‏رسید كه همه موجودات در خدمت ایشان قرار گرفتند. ایشان با این قدرت الهى حكومت را در دست گرفت و این سندى شد تا مردم بدانند كه خداوند مى‏تواند اولیا و پیامبران خود را با قدرت خودش به حكومت برساند، ولى آن را به اختیار و انتخاب مردم وا گذارده است تا آنها را در دنیا آزمایش كند.

بعد از حضرت سلیمان تا حضرت عیسى(ع)همه پیامبران در خفا به رسالت تبلیغ دین مشغول بودند. حضرت عیسى(ع)نیز مخفیانه متولد شد ولى تولد ایشان به تولد امام عصر(ع)تشبیه نشده است بلكه تولد آن حضرت به تولد حضرت موسى(ع)تشبیه شده است. چون علّت مخفیانه بودن تولد حضرت عیسى(ع)شرم و حیاى حضرت مریم(س) و ترس از اتهام به آن بانو بود ولى علّت مخفیانه بودن تولد امام عصر(ع)همچون تولد حضرت موسى(ع)ترس از به قتل رسیدن توسط حكومتهاى طاغوت بود. حضرت عیسى(ع)نیز در رسانیدن دین و معنویت به مردم مصائب زیادى را تحمل كرد تا اینكه حكومت وقت تصمیم به قتل ایشان گرفت و هنگامى كه گروهى در تعقیب وى برآمدند تا ایشان را به صلیب بكشند، ایشان با امداد الهى به آسمان رفت و از بین امت خویش غایب شد.

بعد از حضرت عیسى(ع)انبیاء الهى در خفا و تقیه زندگى مى‏كردند.

رسول اكرم (ص) نیز در سه سال اول به تبلیغ مخفیانه پرداختند و بعد از آن‏كه دعوت خود را علنى كردند از طرف كفار مورد ستم و اذیت قرار گرفتند لذا تصمیم به هجرت گرفتند و هنگامى كه به سوى مدینه حركت كردند، كفار در تعقیب ایشان برآمدند تا آن حضرت را به قتل برسانند. ایشان به غار نور پناه بردند و در آنجا مخفى شدند.

بنابراین روشن شد كه انبیا نیز غیبت داشته‏ اند و غیبت ایشان در زمانهایى بوده است كه گروهى قصد جان ایشان را مى ‏كردند و ایشان براى حفظ جانشان كه یك واجب عقلى و شرعى است مخفى مى ‏شدند و از بین امت خویش غیبت مى ‏كردند. غیبت امام زمان(ع)نیز به همین دلیل بوده است؛ یعنى به خاطر حفظ جان مباركشان؛ چرا كه در زمان ائمه(ع)اختناق شدیدى حاكم بود و هر چه كه به زمان امام مهدى(ع)نزدیك مى‏شد اوضاع بدتر مى‏شد؛ چون همه مى ‏دانستند كه حضرت مهدى(ع)متولد خواهد شد و ایشان حكومتهاى طاغوت را شكست خواهد داد و فرج شیعیان مى‏ رسد. لذا از زمانى كه رعب و وحشت زیادتر شد ائمه(ع)نیز بیشتر تقیه مى‏كرند به‏ طورى كه امام هادى(ع)خود را از بسیارى از یاران و شیعیان پوشیده مى‏داشتند و جز تعداد اندكى از یاران خاص آن حضرت ایشان را نمى‏ دیدند. و هنگامى كه نوبت به امامت امام حسن عسكرى(ع)رسید ایشان چه با یاران خاص خود و چه با مردم عادى از پشت پرده سخن مى‏گفتند و كسى ایشان را نمى‏دید مگر هنگامى كه آن حضرت براى رفتن به دارالخلافه از منزل خارج مى‏شد.10 كه در آن زمان طاغوتیان مترصد تولد حضرت صاحب الزمان (عج) بودند كه به محض تولّد، ایشان را بكشند لذا آن حضرت(ع)مخفیانه به دنیا آمد و از همان ابتدا در غیبت به‏سر بردند. ولى گاهى اوقات امام حسن عسكرى(ع)ایشان را به شیعیان نشان مى‏دادند تا در تولد یافتن ایشان شك نكنند و بعد از امام حسن عسكرى، امام زمان(ع)امامت را پذیرا شدند و با تعیین نواب خاص، امر تبلیغ دین را كامل كردند و هر نوع شبهه اى در وجود و تولد خود را برطرف نمودند و بعد دوران غیبت كبرا فرا رسید و ایشان فقط نواب عام را نصب كردند و از میان امت خویش غایب شدند.

1ـ1ـ3. مؤیدات این علّت غیبت:

در عنوان قبلى روایاتى را آوردیم كه علّت غیبت امام عصر (عج) را حفظ جان و خون مبارك‏شان مى‏دانستند. علاوه بر این روایات، احادیث دیگرى این علّت را تأیید مى‏كنند. گرچه این احادیث صراحتا از علّت غیبت سخن نگفته ‏اند ولى از مضمون آنها، این علت فهمیده مى‏شود و به اصطلاح علمى با دلالت التزامى بر این علّت دلالت مى‏كنند.

موید اول:

با بررسى روایاتى كه درباره تحریم بردن نام امام زمان(ع)وارد شده است به این رهیافت مى‏رسیم كه علّت تحریم افشاى نام ایشان، شناسایى امام زمان(ع)توسط حكومت وقت و در نتیجه به خطر افتادن جان شریف ایشان بوده است. لذا حرمت نام بردن اسم امام(ع)فقط مخصوص همان زمان بوده است.

شیخ حر عاملى در كتاب گران سنگ خود، وسائل‏ الشیعه بابى به ‏نام «تحریم تسمیة المهدى(ع)و سائرالأئمة(ع)و ذكرهم وقت التقیه و جواز ذلك مع عدم الخوف»11 دارد. كه در این باب احادیثى را كه بر حرمت نام بردن اسم امام(ع)دلالت دارند آورده است و از آنها علّت حرمت را خوف و ترس از ظالمان استنباط كرده است. و در بقیه زمانها كه نام بردن اسم حضرت تهدیدى را در پى ندارد، حكم به جواز كرده است.

از جمله آن روایات، حدیثى است كه از محمد بن عثمان العمرى، یكى از نواب خاص حضرت(ع)سؤال شده كه:

آیا امام زمان(ع)را دیده‏ اى؟ فرمود: به خدا سوگند آرى. بعد از آن از او پرسیدند: و اسم حضرت چیست؟ محمد بن عثمان گفت: بر شما حرام است كه از نام حضرت سراغ بگیرید و این حكم را نه از جانب خود مى‏گویم بلكه حكمى است از طرف امام عصر(ع)چون سلطان (حاكم وقت) چنین پنداشته كه امام حسن عسكرى(ع)از دنیا رفته و جانشینى تعیین نكرده است. پس هنگامى كه اسم ایشان شایع شود سراغ امام(ع)را مى‏گیرد. پس از خدا بترسید و در این باره سؤال نكنید.12

بنابراین تأكید از نام نبردن امام(ع)براى ناشناس ماندن ایشان و اختفاى محل ایشان از حكومت طاغوت وقت بوده است. و این تأییدى است بر اینكه علّت غیبت نیز ترس از حكومت ظالمان و حفظ جانشان بوده است. در آن زمان اختناق سیاسى به قدرى بوده است كه حتى سؤال از نام آن حضرت نیز حرام شده است. لذا غیبت كاملاً یك حركت عقلانى و سیاسى بوده است.

البته نام بردن اسم امام(ع)علاوه بر اینكه براى امام خطر داشته است براى شیعیان نیز خطر داشته است.13 لذا بعضى از علماى معاصر منع نام بردن اسم حضرت(ع)را دائر مدار خوف بر امام(ع)یا خودمان دانسته‏ اند.

مؤید دوم:

احادیثى كه درباره محل سكونت امام زمان(ع)وارد شده است به دو دسته تقسیم مى‏شوند: یك دسته از روایات محل سكونت امام(ع)را دور از شهر و جایى كه كسى در آنجا زندگى نمى‏كند؛ مثل كوهها و بیابانها دانسته ‏اند. براى نمونه امام زمان در نامه اى به شیخ مفید ـ كه گویا نگران حال آن حضرت(ع)بوده است ـ چنین نوشته ‏اند:

... اكنون در قله كوهى در مكانى ناشناخته سكونت داریم كه اخیرا به خاطر افرادى بى ایمان به‏ ناچار از منطقه‏ اى پر درخت به اینجا آمده‏ ایم و به همین زودى از این محل به دشتى هموار كه چندان از آبادى دور نباشد خواهیم رفت.14

در این روایت علّت تغییر مكانشان را فرار از دست ظالمان اعلام كرده‏اند. به هر حال محل سكونت امام دور از شهر و اجتماع مردم بیان شده است.

دسته دیگرى از روایات، محل سكونت امام زمان(ع)را در بین مردم، اما به گونه ‏اى كه شناخته نمى‏شوند، دانسته ‏اند. امام صادق(ع)امام زمان(ع)را به حضرت یوسف(ع)تشبیه نموده و مى‏فرمایند:

امام غایب میان آنها گردش مى‏كند و در بازارهاى آنها راه مى‏رود و پا روى فرش آنها مى‏نهد، در حالى كه آنها او را نمى‏شناسند تا آنكه خداى عزّوجلّ، به او اجازه دهد كه خود را به آنها معرفى كند... .15

البته در این روایات بر ناشناخته ماندن امام(ع)تأكید شده است. یعنى اگرچه در بین مردم هستند ولى به ‏خاطر گمنام بودن، كاملاً از دست ظالمان در امنیت به ‏سر مى‏برند.

جمع این دو دسته روایات بر این است كه دسته اول روایات محل سكونت امام را در سالهاى اول غیبت تعیین كرده‏ اند؛ یعنى چون امكان شناختن حضرت(ع)توسط حكومت وقت بوده است لذا كاملاً دور از دسترس آنها و مردم زندگى مى‏كرده ‏اند ولى بعد از گذشت سالهاى متمادى كه شناختن امام منتفى شده است امام در بین مردم زندگى مى‏كنند و این مضمون روایات دسته دوم است. به هر حال همه روایات بر اختفاى حضرت از ظالمان و ناشناخته ماندن ایشان تأكید كرده ‏اند؛ یعنى مسأله اصلى حفظ جان مباركشان از دست حكومتهاى طاغوت بوده است و ایشان با رعایت این اصل محل زندگى خود را تعیین مى‏كنند. بنابراین، این روایات نیز به ‏گونه‏ اى علّت غیبت و اختفاى امام زمان(ع)را حفظ خون مباركشان مى‏دانند.

مؤید سوم:

بعضى از شیعیان با توجه به محبتى كه به امام زمان(ع)دارند، همواره در جست ‏وجوى حضرت بوده‏ اند و سعى كرده ‏اند به زیارت ایشان نائل شوند. ولى بسیارى از آنها توفیق حضور نیافته ‏اند.

با بررسى روایاتى كه در این زمینه وارد شده است به این نتیجه مى‏رسیم كه علّت ندیدن امام زمان(ع)به خاطر پنهان ماندن مكان و امنیت امام زمان(ع)بوده است. لذا به یكى از شیعیان كه در جست‏ وجوى امام خسته شده بود از طرف امام(ع)توسط حسین بن روح، یكى از نائبان خاص حضرت(ع)نامه اى رسید كه در آن نوشته شده بود: هر كس كنجكاو شود پس حتما به جست ‏وجو برخیزد و هر كه به جست ‏وجو برخیزد، دشمنان را راهنما شود و هر كه دشمنان را راهنما شود، جان مرا به خطر انداخته است و هر كه جان مرا به‏ خطر اندازد، حتما مشرك خواهد بود.16

لذا علّت به حضور نرسیدن شیعیان به محضر امام(ع)همان مخفى ماندن و ناشناس ماندن آن حضرت(ع)است؛ چرا كه اگر شناخته شوند جان شریفشان تهدید مى‏شود و حال آنكه خداوند اراده كرده است امام(ع)را براى فرج مستضعفان ذخیره كند. پس علت ندیدن امام(ع)خوف از ظالمان و در امان ماندن ایشان است.

البته بسیارى از علماء تصریح به این علّت غیبت كرده‏اند. شیخ مفید(ره) مى‏فرماید:

امام زمان(ع)در تقیه و ترس زندگى مى‏كنند چون ظالمان ریختن خون مباركش را مباح مى‏دانند... .17

شیخ طوسى نیز فرموده است: لاعلة تمنع من ظهوره إلاّ خوفه على نفسه من القتل.18

تنها علتى كه مانع از حضور حضرت شده است ترس از قتل امام(ع)مى‏باشد.

در جایى دیگر فرموده است: از جمله اسبابى كه قطع داریم موجب غیبت امام(ع)شده است ترس بر قتل امام مى‏باشد. پس هنگامى كه بین امام و مرادش (اقامه امامت) حائل شدند وجوب اقامه امامت ساقط مى‏شود و هنگامى كه بر جانش خوف داشته غیبت بر امام(ع)واجب شد و مخفى شدن بر امام لازم گردید، همانطور كه رسول اكرم (ص) یكبار در شِعب و بار دیگر در غار مخفى شدند.

ب) علت غیبت امتحان شیعیان است:

امام كاظم(ع)فرمودند: صاحب الامر(ع)چاره ‏اى جز غیبت ندارد. به طورى كه گروهى از مؤمنان از عقیده خویش بر مى‏گردند. همانا غیبت امام(ع)امتحانى است از طرف خداوند كه بندگانش را بوسیله آن آزمایش مى‏كند.19

چرا امام زمان(ع)چاره ‏اى جز غیبت ندارند؟ غیبت را چه كسى بر امام(ع)تحمیل كرده است؟ این حتمیت غیبت براى چیست؟ مسلما نمى‏توان گفت كه خداوند وسیله‏ اى جز غیبت براى امتحان شیعیان نداشته است؛ چرا كه هر واقعه ‏اى مى‏تواند وسیله‏ اى براى آزمایش بندگان باشد. اما این ناگزیرى از غیبت نیز نمى‏تواند از جانب شخص امام(ع)باشد؛ چرا كه در این صورت باید قصورى و تقصیرى را در شخص امام زمان(ع)فرض كرد و چنین فرضى با معصوم بودن امام(ع)ناسازگار است. پس باید بگوییم كه انسانها و مردم غیبت را بر امام زمان(ع)تحمیل كرده‏اند. یعنى خداوند متعال اراده كرده است كه انسان را با گذر از میدان انتخاب و اختیار، به تكامل برساند و این میدان نبرد به ‏قدرى خطیر و وسیع مى‏باشد كه شامل تحمیل غیبت بر امام(ع)و حتى شامل تحقق و تعجیل ظهور نیز مى‏شود.

در حدیث فوق، غیبت، وسیله ‏اى براى آزمایش مؤمنین شمرده شده است. اما تنها غیبت امام(ع)وسیله آزمایش شیعیان نیست، بلكه ظهور حضرت(ع)نیز آزمایشى بزرگ براى شیعیان مى‏باشد. توضیح اینكه اغلب افراد گمان مى‏كنند كه خداوند متعال فقط با ناملایمات و شرور و گرفتاریها انسان را آزمایش مى‏كند ولى با بررسى آیات و روایات مى‏فهمیم كه انسان با نعمتها و حسنات و لذات نیز آزمایش مى‏شود. لذا هنگامى كه حضرت سلیمان(ع)با یك چشم برهم زدن تاج و تخت ملكه سبا را نزد خویش حاضر دید و به عظمت قدرتى كه خداوند به او عطا كرده است آگاه شد، فرمود: این از فضل پروردگار من است تا مرا آزمایش كند كه آیا شكر او را به جا مى‏آورم یا كفران مى‏كنم.20

و نیز خداوند متعال در قرآن كریم مى‏فرماید: و نبلوكم بالشر و الخیر فتنة21

شما را به بدیها و خوبیها آزمایش مى‏كنیم.

بنابراین همانطور كه مصیبت فراق امام زمان(ع)براى ما آزمایشى بزرگ است حضور و ظهور حضرت(ع)نیز آزمایش عظیمى براى ماست. یعنى در غیبت امام(ع)با صبر بر این مصیبت و تثبیت ایمانمان و تبلیغ تشیع و زمینه سازى براى ظهور آزمایش مى‏شویم، همانطور كه در حضور آن حضرت(ع)با جهاد در ركاب ایشان و حمایت از حكومت امام(ع)آزمایش خواهیم شد. نتیجه اینكه غیبت امام زمان، همانطور كه در حدیث به آن اشاره شده است، گرچه وسیله ‏اى براى آزمایش شیعیان است، ولى علّت براى غیبت نمى‏تواند باشد. شیخ طوسى در نقد این علت مى‏فرماید:

علت صدور اخبارى كه درباره امتحان شیعه هنگام غیبت حضرت(ع)وارد شده است اطلاع دادن از دشواریها و سختیهایى است كه اتفاق مى ‏افتد، نه اینكه خداوند متعال، امام(ع)را غایب نموده است كه این مشكلات پیش آید (تا بندگان آزمایش شوند) چگونه خداوند اراده چنین كارى را مى‏كند در حالى كه [در غیبت امام(ع)] مؤمنین از طرف ظالمان، مورد ستم قرار مى‏گیرند و اگر خداوند چنین اراده ‏اى كند، گناه و معصیت خدا محسوب مى‏شود، پس خداوند متعال چنین اراده‏ اى را نمى‏ كند بلكه سبب غیبت همان خوف و ترس است.22


1.المعجم الوسیط، چاپ نشر فرهنگ اسلامى، ص 578.

2.شیخ صدوق، كمال الدین، ج2، ص 481.

3.شیخ طوسى، الغیبه، ص 332.

4.شیخ صدوق، كمال الدین، ج2، ص 345.

5.سوره بقره(2)، آیه 195.

6.شیخ صدوق، كمال‏الدین، ج10، ص3.

7.براى توضیح بیشتر ر.ك: همان.

8.شیخ صدوق، كمال‏الدین، ج1، ص12.

9.ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، قاهره، داراحیاء الكتب العربیه، ج 18، حكمت 143، ص 347.

10.ر.ك: على بن حسین المسعودى، اثبات الوصیه (چاپ سنگى)، ص263؛ شیخ عباس قمى، منتهى‏الامال، ج 2، ص 565.

11.ر.ك: شیخ حر عاملى، تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، ج16، ص247-237.

12.همان، ج 16، ص 240، حدیث 2.

13.ر.ك: القواعد الفقهیه، ج1، ص 50.

14.السید حسن الشیرازى، كلمة الإمام المهدى، ص150، چاپ سوم، موسسه الوفاء، بیروت.

15.شیخ صدوق، كمال ‏الدین، ج1، ص 145.

16.شیخ طوسى، الغیبه، ص 323.

17.شیخ مفید، الرساله الأولى فى الغیبة، ص 14، تحقیق علاء آل جعفر، چاپ دوم.

18.شیخ طوسى، الغیبه، ص 329.

19.محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 113.

20.سوره نمل(27)، آیه 40.

21.سوره انبیا(21)، آیه 35.

22.شیخ طوسى، الغیبه، ص334




برچسب ها : نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت دوم) 3. دلایل نظریه 3-1. دلایل كلامى ـ نقلى ظهور یعنى آشكار شدن بعد از غیبت كردن و مخفى شدن1. به عبارتى دیگر ما وقتى مى ‏گوییم فلانى ظهور پیدا كرد یعنى قبلا آن شخص حضور داشته ولى مانعى باعث شده كه ایشان مخفى شوند. همانطور كه در فصل قبل اشاره كردیم , وجود امام و حضور ایشان در زمین ضرورى است , نصب و آفریدن امام لطفى واجب بر خداوند و حضور امام(ع) تكلیفى واجب بر ایشان است. لذا اصل بر حضور امام(ع)است؛ یعنى تا وقتى كه مانعى از حضور امام نباشد , باید امام حضور داشته باشند. پس غیبت و عدم حضور امام(ع)حاكى از مانعى است كه بر سر راه حضور امام قرار گرفته و آن مانع ایشان را از حضور داشتن , معذور كرده است. حال اگر آن مانع برداشته شود بلافاصله ظهور تحقق مى ‏یابد؛ چرا كه حضور امام(ع)ضرورى و واجب است. ,

ادامه مطلب ... نظرات :


آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :

    بروزرسانی :

درباره ما

اروم نیوز
آگاه ترین
ارومیه نیوز



تبلیغات
  • طراحی قالب توسط پارس تولز
.CopyRight © 2010 - 2011 agahtarin Group , All Rights Reserved ©
لینکدونی آزاد
The title of your home page You could put your verification ID in a comment Or, in its own meta tag Or, as one of your keywords Your content is here. The verification ID will NOT be detected if you put it here.