تبلیغات
جالبترین تصاویر

جالبترین تصاویر

» عکس/ بازگشت مهدی هاشمی به ایران ( دوشنبه 3 مهر 1391 )
» مهدی هاشمی تفهیم اتهام شد/تعهد برای معرفی به دادستانی ظرف 24 ساعت ( دوشنبه 3 مهر 1391 )
» عكس اسپرت لباس مردانه ( جمعه 24 شهریور 1391 )
» کاریکاتور مسی و زنش ( جمعه 24 شهریور 1391 )
» نتایج لیگ فوتبالجوانان تهران ( جمعه 24 شهریور 1391 )
» عکس های جدید ستاره جعفری بازیگر سریال گل پامچال ( جمعه 24 شهریور 1391 )
» جدیدترین تزءین ماشین عروس ( جمعه 24 شهریور 1391 )
» نقاشی های زیبای این هنرمند با میخ و چکش + عکس ( پنجشنبه 23 شهریور 1391 )
» 10 عدد از ترسناک ترین فیلم هایی که در هالیوود ساخته نشده است! (+عکس) ( چهارشنبه 22 شهریور 1391 )
» اعتراض عجیب زنان و مردان به دولت هند! + عکس ( چهارشنبه 22 شهریور 1391 )
» تکان دهنده ترین عکس در مسابقات پارالمپیک! ( چهارشنبه 22 شهریور 1391 )
» مدونا بخاطر اوباما در کنسرتش لخت شد! + عکس ( چهارشنبه 22 شهریور 1391 )
» اولیویا به عنوان زیباترین دختر امریکا در سال 2012 شناخته شد + عکس ( یکشنبه 19 شهریور 1391 )
» قیافه دختران هنگام ریمیل زدن ( یکشنبه 19 شهریور 1391 )
» عکسهای جدید احسان خواجه امیری به همراه همسرش ( یکشنبه 19 شهریور 1391 )
» نیکبخت واحدی در کنار اتومبیلش + عکس ( یکشنبه 19 شهریور 1391 )
» زنی با عجیب ترین انگشت های دنیا ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» مدل نقاشی فانتزی با مداد رنگی ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» نوارهای مانتو سنتی ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» دانلود فیلتر شکن تیر سال 91 ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» مدلهای ملیله دوزی ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» عکسی متفاوت از آزاده نامداری ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» عکس/ اکبر عبدی در کنار دخترش ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» نظریه اختیاری بودن ظهور (قسمت پایانی ) ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت سوم) ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت دوم) ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت اول) ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» بذارین برم یاسر ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» وانت جدید ایران خودرو ( جمعه 17 شهریور 1391 )
» دانلود کارتون آواتار دوبله فارسی ( جمعه 17 شهریور 1391 )
تبلیغات

نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت سوم)

نویسنده: فرزند آذربایجان جمعه 17 شهریور 1391 دسته بندی : اخبار - فرهنگی ,
نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت سوم)

اشاره: در قسمت دوم این مجموعه مقالات، نویسنده به بیان دلایل نظریه اختیارى بودن ظهور پرداخت. نخستین دسته از این دلایل، كه مورد بررسى قرار گرفت دلایل كلامى و نقلى بود. در همین ضمن نویسنده با این استدلال كه اسباب ظهور رابطه عكس با علل غیبت دارند، به بررسى فلسفه غیبت امام مهدى(ع)و نظریه‏ هاى موجود در این زمینه پرداخت. نظریه‏ هایى كه در قسمت قبل بررسى شد، عبارت بودند از:

الف) غیبت، پناهگاهى براى حفظ جان مبارك آن حضرت است؛

ب) علت غیبت، امتحان شیعیان است.

در این قسمت دیگر نظریه‏ هاى مطرح شده در این زمینه بررسى مى‏شود.

ج) علت غیبت، بیعت نكردن با حكومتهاى طاغوت: امام رضا(ع)در این زمینه مى‏ فرماید:

گویا شیعیانم را مى‏بینم كه هنگام مرگ سومین فرزندم در جست‏ وجوى امام خود همه‏ جا را مى‏ گردند اما او را نمى ‏یابند. عرض كردم: چرا یابن رسول‏ اللّه‏(ص)؟ فرمود: براى اینكه امامشان غایب مى‏ شود. عرض كردم: چرا غایب مى‏ شود؟ فرمود: براى اینكه وقتى با شمشیر قیام نماید بیعت احدى بر گردنش نباشد.1

امام زمان(ع)در نامه ‏اى به محمد بن عثمان علّت غیبت را چنین توضیح مى‏ دهند:

أمّا ما وقع من الغیبة فإنّ اللّه‏ عزّوجلّ یقول: «یا أیّها الذین آمنوا لا تسألوا عن أشیاء إن تبد لكم تسؤكم»

و امّا [درباره] علّت غیبت، خداوند متعال مى‏ فرماید: «نپرسید از چیزهایى كه اگر براى شما آشكار شود شما را ناراحت مى‏ كند.

و در ادامه مى‏ فرماید: بر گردن همه پدران من بیعت سركشان زمانه بود اما وقتى كه من خروج كنم بیعت هیچ ظالم سركشى بر گردن من نیست.


نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت سوم)

اشاره: در قسمت دوم این مجموعه مقالات، نویسنده به بیان دلایل نظریه اختیارى بودن ظهور پرداخت. نخستین دسته از این دلایل، كه مورد بررسى قرار گرفت دلایل كلامى و نقلى بود. در همین ضمن نویسنده با این استدلال كه اسباب ظهور رابطه عكس با علل غیبت دارند، به بررسى فلسفه غیبت امام مهدى(ع)و نظریه‏ هاى موجود در این زمینه پرداخت. نظریه‏ هایى كه در قسمت قبل بررسى شد، عبارت بودند از:

الف) غیبت، پناهگاهى براى حفظ جان مبارك آن حضرت است؛

ب) علت غیبت، امتحان شیعیان است.

در این قسمت دیگر نظریه‏ هاى مطرح شده در این زمینه بررسى مى‏شود.

ج) علت غیبت، بیعت نكردن با حكومتهاى طاغوت: امام رضا(ع)در این زمینه مى‏ فرماید:

گویا شیعیانم را مى‏بینم كه هنگام مرگ سومین فرزندم در جست‏ وجوى امام خود همه‏ جا را مى‏ گردند اما او را نمى ‏یابند. عرض كردم: چرا یابن رسول‏ اللّه‏(ص)؟ فرمود: براى اینكه امامشان غایب مى‏ شود. عرض كردم: چرا غایب مى‏ شود؟ فرمود: براى اینكه وقتى با شمشیر قیام نماید بیعت احدى بر گردنش نباشد.1

امام زمان(ع)در نامه ‏اى به محمد بن عثمان علّت غیبت را چنین توضیح مى‏ دهند:

أمّا ما وقع من الغیبة فإنّ اللّه‏ عزّوجلّ یقول: «یا أیّها الذین آمنوا لا تسألوا عن أشیاء إن تبد لكم تسؤكم»

و امّا [درباره] علّت غیبت، خداوند متعال مى‏ فرماید: «نپرسید از چیزهایى كه اگر براى شما آشكار شود شما را ناراحت مى‏ كند.

و در ادامه مى‏ فرماید: بر گردن همه پدران من بیعت سركشان زمانه بود اما وقتى كه من خروج كنم بیعت هیچ ظالم سركشى بر گردن من نیست.2

بعد از جریان سقیفه كه خلیفه اول بر منبر رسول اكرم(ص) نشست، چه اتفاقى افتاد؟ ماجرا را از زبان حضرت سلمان(ره) بشنویم...

وقتى شب شد على(ع)حضرت زهرا(س) را سوار بر حمارى نمود و دست دو پسرش امام حسن(ع)و امام حسین(ع)را گرفت و هیچ‏یك از اهل بدر از مهاجران و انصار را باقى نگذاشت مگر آن كه به خانه‏ هایشان آمد و حق خود را برایشان یادآور شد و آنان را براى یارى خویش فراخواند. ولى جز چهل و چهار نفر، كسى از آنان دعوت او را قبول نكرد. حضرت به آنان دستور داد هنگام صبح با سرهاى تراشیده و در حالى‏ كه اسلحه هایشان را به همراه دارند بیایند و با او بیعت كنند كه تا سر حد مرگ استوار بمانند. وقتى صبح شد جز چهار نفر كسى از آنان نزد او نیامد... امیر مؤمنان(ع)در شب بعد هم نزد آنان رفت و آنان را قسم داد و آنها گفتند: صبح نزد تو مى‏ آییم، ولى هیچیك از آنان غیر از ما نزد او نیامد. در شب سوم هم نزد آنان رفت ولى غیر از ما كسى نیامد.3

بنابراین اولین اقدام امیرالمؤمنین(ع)جمع آورى یاران و دعوت از آنها براى جهاد بود. اما وقتى كه یارانى نیافت جز كناره‏ گیرى از حكومت چاره‏ اى نبود. وقتى كه حكومت وقت از امیر مؤمنان(ع)بیعت خواست، ایشان آنقدر تعلل كردند تا آنكه همه فهمیدند كه ایشان از حكومت وقت راضى نیستند و آن حكومت را طاغوت مى‏ دانند. بالاخره ریسمان در گردن، او را به دارالخلافه بردند و بر آن حضرت(ع)شمشیر كشیدند تا آن حضرت بالاجبار تن به بیعت دهد.4 لذا ایشان فرمودند: بیعت كردن من با آنها نه باطلى از آنها را حق مى‏ كند و نه موجب حقى بر آنان مى‏ شود.5

یعنى بیعتى كه اجبارى و از روى اضطرار باشد حقى براى آن حكومت ایجاد نمى‏ كند. امیر مؤمنان(ع)در پرتو این بیعت اضطرارى كه امتیازى براى آنها نبود علاوه بر اینكه جان خویش را نجات داد توانست به دیگر شؤون امامت بپردازد. دیگر ائمه اطهار(ع)نیز در حالى كه با رفتارشان طاغوت بودن حكومتهاى عصر خود را اعلام مى‏ كردند در سایه بیعت اجبارى با آنها به تبلیغ و تثبیت مذهب شیعه مى‏ پرداختند. به طورى كه در زمان امام باقر(ع)و امام صادق(ع)اصول شیعه مدون گردید و تا زمان امام عسكرى(ع)مذهب شیعه كاملاً تثبیت شد.

اما، زمان امام مهدى(ع)با زمان دیگر ائمه اطهار(ع)كاملاً متفاوت بود؛ چرا كه: اولاً حكومت وقت به چیزى جز قتل امام(ع)نمى ‏اندیشید و به بیعت ایشان اصلاً راضى نبود چون از وعده‏ اى كه به شیعیان داده شده بود، كاملاً مطلع بودند و مى ‏دانستند كه حضرت(ع)مانند رسول اكرم (ص) دست به شمشیر خواهد برد. و ثانیا، تا زمان امام زمان(ع)اصول مذهب شیعه كاملاً توسط ائمه اطهار(ع)مدون گردیده و فقط استنباط فروعات مانده بود كه ایشان این مهم را به عهده نواب عام؛ یعنى علمایى كه عامل به علم خود هستند، نهادند. اما به خاطر اینكه تولد امام(ع)و وجود آن حضرت(ع)بر شیعیان اثبات شود از همان ابتداى تولّد، غیبت كلى نكردند بلكه در ابتدا با تعیین نواب خاص غیبت صغرا داشتند و بعد غیبت كبرا شروع شد. بنابراین بعد از تدوین اصول شیعه، امام(ع)نیازى به بیعت با حكومتهاى طاغوتى نداشتند و بعد از رساندن دین به مردم، جز اقامه دین و مبارزه با ظلم و ستم چیزى بر عهده امام(ع)باقى نمانده بود. و این فقط با جهاد علیه حكومتهاى طاغوت میسر بود. لذا اگر امام(ع)بیعت مى‏ كردند دیگر نمى‏ توانستند با آن حكومتها مبارزه كنند. بنابراین امام(ع)بنا به وظیفه‏ اى كه دارند؛ یعنى اقامه دین در پرتو حكومت عدل الهى، با هیچ یك از حكومتهاى طاغوت بیعت نكردند تا به محض فراهم شدن زمینه‏ ها و یارى رساندن شیعیان علیه حكومتهاى طاغوت قیام كنند. خلاصه اینكه حكومت با بیعت اضطرارى از امام(ع)راضى نبود و فقط به قتل آن حضرت(ع)مى‏اندیشید و از طرفى دیگر بعد از تدوین اصول مذهب شیعه، امام(ع)نیازى به این بیعت اضطرارى نداشت؛ چرا كه رسالت امام(ع)بعد از تثبیت و تدوین اصول شیعه چیزى جز اقامه پرچم حكومت الهى نبود و این رسالت نمى ‏توانست با بیعت اختیارى با حكومت طاغوت انجام گیرد؛ چون در این صورت نمى‏ توانست علیه آن حكومتها قیام كند.

بنابراین بیعت نكردن با حكومتهاى طاغوت، علّت اولیه براى غیبت نیست بلكه علت ثانویه است؛ یعنى امام(ع)بنا به رسالتى كه داشتند نمى ‏توانستند با حكومتهاى طاغوت بیعت كنند و این بعیت نكردن حتما منجر به قتل امام(ع)مى ‏شد. پس علت اولیه غیبت همان حفظ جان مباركشان مى‏ باشد.

نكته آخر كه ذكر آن لازم است دقت در روایت دوم این بخش است امام(ع)قبل از اینكه به فلسفه غیبت بپردازند اشاره به آیه‏ اى از قرآن كریم كردند كه مى‏ فرماید: «نپرسید از چیزهایى كه اگر براى شما آشكار شود شما را ناراحت مى‏ كند»6 حال آن علت چه چیز بوده است كه موجب ناراحتى شیعیان مى‏ شود؟ اگر فرض كنیم آن علت از جانب خداوند متعال یا امام معصوم(ع)بوده است كه در این صورت ناراحتى شیعیان معقول نیست پس باید علت چیزى باشد كه قصور و تقصیر شیعیان برگردد و آن علت جز ترس از جان مباركشان به خاطر قلّت یاران و كم همّتى آنها چیز دیگرى نیست.

ج) غیبت ادامه تقیه است:

«تقیه»7 به معناى خاص عبارت از كتمان و پوشاندن عقیده مذهبى است و به مفهوم عام آن، كتمان هرگونه فكر، عقیده، طرح و برنامه است كه این معنا مورد نظر ماست. تقیه شاخه‏اى از قانون «اهم و مهم» است. این قانون مى‏ گوید بر سر دوراهى و تعارض دو هدف آن را كه از اهمیت كم‏ترى برخوردار است رها كن تا به هدف أهمّ دست پیدا كنى یعنى چشم پوشى از مهم براى رسیدن به أهم. تقیه یك تاكتیك است براى حمله‏اى گسترده‏تر و رسیدن به هدفى والاتر نه اینكه تقیه ترس و ضعف و زبونى باشد. البته منافقان همواره تقیه را براى توجیه اعمال خود، دستاویز قرار داده‏ اند. امام‏ صادق(ع)فرمودند:

به خدا سوگند اگر شما را براى یارى ما بخوانند، مى‏ گویید این كار را انجام نمى‏ دهیم؛ چرا كه در حال تقیه هستیم، و تقیه از پدران و مادرانتان در نظر شما محبوب‏تر است، هر گاه قائم ما قیام كند، به خدا سوگند بدون نیاز به سؤال، مجازات منافقان را درباره شما اجرا خواهد كرد.8

ولى به هر حال در بعضى از شرایط به خاطر اصلاح دین و جامعه تقیه واجب مى‏شود. امام حسن(ع)مى‏ فرمایند:

تقیه‏ اى كه حال امتى با آن اصلاح پذیرد انجام دهنده آن پاداشى به قدر همه آن امت دارد. اما اگر در چنین موردى ترك تقیه گوید و امتى به هلاكت افتد شریك جرم هلاكت كننده خواهد بود.9

با نگاهى اجمالى به زندگى پیامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار(ع)به موارد تقیه بهتر پى مى‏ بریم. از بدو رسالت تاكنون گویى فقط یك معصوم انجام رسالت كرده است، ولى در شرایط مختلف، تصمیمهاى متفاوتى گرفته است. هر اقدامى از طرف معصوم در راستاى تبلیغ، حفظ و اقامه دین است ولى انجام این مهم با اقداماتى متفاوت بلكه به ظاهر متعارض صورت گرفته است. غیبت امام عصر(ع)نیز تقیّه ‏اى تاكتیكى براى حمله‏اى گسترده‏ تر كه همان تشكیل حكومت جهانى و اقامه دین در تمام جوانب آن است، مى‏ باشد. براى روشن شدن این مطلب به اختصار به بعضى از موارد تقیه و اقدامات سیاسى معصومین(ع)مى‏پردازیم.10

پیامبر اكرم (ص) بعد از بعثت تا مدت سه سال مخفیانه انجام رسالت كردند تا كفار قریش، اسلام را در نطفه خفه نكنند. مدتى بعد از دعوت علنى، هجرت و فرار از مكه به‏ سوى مدینه را در دستور كار خود و مؤمنین قرار دادند و این نیز تاكتیكى بود براى تشكیل حكومت اسلامى كه به فتح مكه منجر گردید.

امیر مؤمنان(ع)بعد از جریان سقیفه در حالى كه شمشیر بالاى سرشان بود: به بیعت اضطرارى با خلیفه وقت تن داد و این نیز یك تقیه تاكتیكى بود كه خون خود و اسلام را حفظ كردند و بعد از تشكیل حكومت اسلامى در مدت پنج سال بسیارى از منافقان را كشتند و چیزى نمانده بود كه درخت نفاق از ریشه خشك شود كه شربت شهادت نوشیدند.

امام حسن(ع)بعد از امیرالمؤمنین(ع)مردم را به جهاد علیه نفاق دعوت كردند ولى مردم از هر طرف فریاد زدند: «البقیه، البقیه»11 یعنى ما زندگى مى‏خواهیم ما مى‏ خواهیم زنده بمانیم!.. امام(ع)در ضمن پاسخ سؤالى كه چرا دست از جنگ كشیدید فرمودند: سوگند به خدا اگر با معاویه جنگ مى ‏كردم مردم مرا به او تسلیم مى‏ كردند.12

امام حسن(ع)گرچه بنا به قانون تقیه، با ام الفساد قرن صلح كردند ولى با این صلح توانستند چهره كریه و سیاه بنى امیه را به مردم بنمایانند؛ چرا كه با این صلح گرد و غبار هیاهوى نفاق نشست و چهره ظلم و نفاق هویدا شد.

امام حسین(ع)در عمر معاویه دست به قیامى نزد ولى صراحتا با پیشنهاد ولیعهدى یزید كه مخالف صلح‏نامه بود به مبارزه برخاستند. معاویه براى بیعت گرفتن براى یزید از مردم مدینه طى سخنانى به تمجید و توصیف یزید پرداخت. امام حسین(ع)در همان جمع پرده تقیه را دریده، فرمودند:

تو یزید را چنان توصیف كردى كه گویا شخصى را مى‏ خواهى معرفى كنى كه زندگى او بر مردم پوشیده است و یا از غایبى خبر مى‏ دهى كه مردم او را ندیده‏ اند! و یا در این مورد فقط تو علم و اطلاع به دست آورده‏ اى! نه، یزید آنچنان‏ كه باید خود را نشان داده و باطن خود را آشكار ساخته است. یزید را آنچنان‏ كه هست معرفى كن! یزید جوان سگ‏باز و كبوترباز و بوالهوسى است كه عمرش با ساز و آواز و خوش‏گذرانى سپرى مى‏ شود.13

یزید نه تنها ظاهرالفسق بود بلكه علنا رسالت و نبوت را انكار مى‏ كرد، فسق و فجور ظاهرى یزید و نابخردى او بهترین فرصت بود تا انحرافى كه در حكومت اسلامى از زمان سقیفه ایجاد شده بود، براى مردم روشن شود. از زمان پیامبر اكرم (ص) به بعد حكومت اسلامى در هاله‏ اى از نفاق و ریا و ظاهرسازى ادامه پیدا كرد و به قدرى به ‏نام اسلام و خلیفه مسلمین بدعتها زیاد شده بود كه احتمال نابودى اسلام مى ‏رفت. یعنى مرز بین حق و باطل كمرنگ و رو به محو شدن بود. لذا امام حسین(ع)براى حفظ اسلام جهاد كرد. البته اقدام ایشان از رنگ خون و از سنخ مظلومیت تمام بود. مظلومیتى كه دل هر خفته‏اى را به‏درد مى‏آورد. مظلومیت امام(ع)و اهل بیت ایشان در جریان كربلا، خطوط بین حق و باطل و معیارهاى اسلام را چنان برجسته كرد كه اسلام بیمه شد. لذا در آن زمان تقیه و بیعت با یزید حرام بود؛ چرا كه باعث نابودى اسلام مى‏شد و با نابودى اسلام و عقیده جان چون تكه گوشتى بى‏ارزش بود. واقعه عاشورا ولایت ائمه اطهار(ع)را زنده كرد. امام حسین(ع)قبل از حركت عاشورا در جمع تابعین و صحابه این نكته را تذكر داده فرمودند:

سخنان مرا بشنوید و گفتار مرا بنویسید. وقتى كه به شهرها و میان قبائل خود برگشتید، با افراد مورد اعتماد و اطمینان در میان بگذارید و آنان را به رهبرى ما دعوت كنید؛ زیرا مى ‏ترسم این موضوع به دست فراموشى سپرده شود و حق نابود و مغلوب گردد.14

هدف دیگرى كه به تیر عاشورا نشست، نابودى سلسله حكومت بنى امیه بوده لذا بعد از عاشورا قیامهاى متعددى علیه بنى امیه صورت گرفت و سرانجام این سلسله شوم به ‏دست عباسیان كه خود را منتسب به ائمه اطهار(ع)مى ‏كردند، برچیده شد.

امام زین العابدین(ع)به تبلیغ عاشورا پرداختند. محیط امام(ع)آكنده از رعب و وحشت بود. لذا ایشان از طریق دعا معارف و بعضى از نكات سیاسى را به مردم مى‏ فهماندند. امام زین العابدین(ع)در غالب دعا فرمودند:

چه بسا دشمنى كه شمشیر عداوتش را بر ضد من آخته، دم تیغش را براى ضربه زدن بر من تیز كرده و سر نیزه‏ اش را به قصد جان من تیز ساخته است. زهرهاى جانكاهش را براى كام من در جام فرو ریخته و مرا آماج تیرهاى خویش قرار داده و چشم مراقبتش براى كنترل من نخفته است، و مصمم است كه به من گزند برساند و تلخانه مرارت خود را به من بنوشاند! خدا... .15

در زمان حضرت زین العابدین(ع)فاجعه «حرّه» رخ داد. این فاجعه از آنجا شروع شد كه بعضى از بزرگان مدینه به دیدار یزید رفتند و او را در حال شرابخوارى و سگ‏بازى دیدند. بعد از بازگشت دست به شورش زدند و حاكم مدینه را از شهر بیرون كردند، لشكریان یزید شورشیان را شكست دادند و مردم مدینه را قتل عام و شهر را غارت كردند. آنها در این واقعه جنایاتى مرتكب شدند كه قلم از بیان آن شرم دارد. اما در این میان بیت امام زین‏العابدین(ع)در امان بود لذا 400 نفر زن با خانواده خود به بیت امام(ع)پناهنده شدند و آن حضرت خون خود و شیعیان را براى اسلام حفظ كردند. علت كناره‏ گیرى امام(ع)از این قیام این بود: كه اولاً، آنها ولایت امام(ع)را قبول نداشتند و ثانیا، قیام در آن سطح با وجود آن شرایط اختناق نتیجه‏ اى در بر نداشت. لذا این مورد از موارد وجوب تقیه بود.

امام باقر(ع)با توجه به جو اختناقى كه حكومت وقت ایجاد كرده بود به فعالیتهاى علمى و فرهنگى بسنده كردند و این فعالیتها در زمان امام صادق(ع)به اوج خود رسید؛ چرا كه حكومت بنى امیه با عباسیان درگیر بود و این فرصت مناسبى بود تا اصول مذهب شیعه تدوین شود. در این زمان عباسیان كه مى‏ دیدند باد افكار عمومى به سمت تنفر از امویان و محبوبیت ائمه اطهار(ع)مى‏ وزد قیام خود را منتسب به ائمه اطهار(ع)مى‏ كردند. لذا مهمترین فعالیت سیاسى ائمه در دوران عباسیان این بود كه صراحتا عباسیان را از خود طرد مى‏ كردند و حكومت آنها را بدون هیچ تقیه ‏اى طاغوت مى‏دانستند؛ چرا كه اگر تقیه مى‏ كردند دوباره حكومت طاغوت به‏ نام اسلام بدعتهایى مى‏ گذاشت كه به محو اسلام مى‏ انجامید و دوباره به عاشورایى دیگر احتیاج بود. ائمه اطهار(ع)ضمن خنثى كردن توطئه عباسیان به شیعیان سفارش مى‏ كردند كه در خانه بنشینند و در قیام عباسیان شركت نكنند. لذا اكثر احادیث نهى از قیام قبل از ظهور در این زمان وارد شده است. امام صادق(ع)از قیام افرادى همچون زید حمایت مى‏ كرد و فرمود: واى به حال كسى كه نداى او را بشنود و به یارى او نشتابد.16

ولى نامه دعوت به قیام از طرف عباسیان را سوزانده، در جواب پیك عباسیان فرمودند: جوابش همین بود كه دیدى.17

طولى نكشید كه چهره نفاق از روى عباسیان كنار رفت و آنها ظلم و ستم خود را نشان دادند به طورى كه تنها یكى از فرماندهان آنها براى استقرار حكومتشان ششصد هزار تن را بازجویى، شكنجه و به قتل رساند.18

امام كاظم(ع)به حفظ و ادامه فعالیتهاى علمى پرداختند. ایشان گرچه به خاطر نبودن یاران كافى، بنا به قانون تقیه قیام نمى‏ كردند، ولى در معرفى حكومت عباسیان به عنوان حكومت طاغوت و نفى انتساب حكومت عباسیان به اسلام هیچ تقیه‏ اى نمى‏ كردند. بنى عباس از نسل عموى پیامبر اسلام(ص)، عباس بن عبدالمطلب بودند، هارون نیز آشكارا روى انتساب خود به مقام رسالت تكیه نموده و در هر فرصتى آن را مطرح مى‏كرد. او روزى در مدینه در میان انبوه جمعیت خطاب به پیامبر اكرم (ص)گفت: درود بر تو اى پیامبر خدا! درود بر تو اى پسر عمو.

با این گفته به مردم فهماند كه خلیفه پسر عموى پیامبر است! در این مقام امام صادق(ع)كه در جمع حاضر بودند نزدیك قبر پیامبر رفته، با صداى بلند فرمود: درود بر تو اى پیامبر خدا! درود بر تو اى پدر.19

هارون از این سخن سخت ناراحت شد به‏ طورى كه رنگ صورتش تغییر یافت.

مأمون، امام رضا(ع)را به طوس فرا خواند و به ایشان پیشنهاد ولى‏ عهدى داد تا با این نقشه، هم خود را مرید ائمه اطهار (ع)نشان دهد و از مركب افكار عمومى سوارى بگیرد و هم امام(ع)را از نزدیك زیر نظر داشته باشد. امام(ع)چند ماه مقاومت كردند تا اینكه مأمون آن حضرت(ع)را در قبول ولى ‏عهدى تهدید كرد و گفت:

به خدا قسم اگر از قبول پیشنهاد ولایت‏عهدى، خوددارى كنى تو را به جبر وادار به این كار مى‏ كنم و چنانچه باز هم تمكین نكردى به قتل مى‏ رسانم.20

امام رضا(ع)كه مجبور به تقیه و قبول این پیشنهاد بودند و از طرفى مى‏ خواستند كه اقدامات حكومت منتسب به ایشان نباشد فرمودند: من به این شرط ولایت‏عهدى تو را مى ‏پذیرم كه هرگز در امور ملك و مملكت مصدر امرى نباشم و در هیچ یك از امور دستگاه خلافت، همچون عزل و نصب حكام و قضا و فتوا، دخالتى نداشته باشم.21

امام با این شرط ولایت‏عهدى را در عمل نپذیرفتند. و توطئه عباسیان در انتساب حكومتشان به ائمه اطهار (ع)را خنثى كردند. و از طرفى هم تقیه كردند و فقط اسم ولایتعهدى را پذیرفتند و خون خود را حفظ كردند.

از زمان امام جواد(ع)به بعد اختناق حكومت بسیار شدید شد و ائمه اطهار(ع)در سنین پایین به شهادت مى‏ رسیدند. مأمون امام جواد(ع)را به مركز حكومتش در بغداد فرا خواند ودخترش ام الفضل، را به همسرى حضرت در آورد تا جاسوسى در بیت امام(ع)داشته باشد. امام جواد(ع)كه زیر ذره بین حكومت بودند امكان هیچ فعالیتى را نداشتند لذا چاره را در این دیدند كه نمایندگان و نائبانى در سراسر منطقه شیعه ‏نشین نصب كنند تا امور شیعیان به‏ وسیله آنها انجام گیرد، این حركت تاكتیكى امام جواد(ع)كه از روى تقیه انجام گرفت حركتى بود كه تا به امروز ادامه دارد. یعنى ائمه اطهار(ع)بعد از امام جواد(ع)كه به خاطر اختناق شدید حكومتها و خوف از آنها امكان فعالیت ظاهرى را نداشتند نائبان و نمایندگانى نصب مى‏ كردند و بعضى از وظائف امامت را به عهده این نائبان مى‏ گذاشتند.

امام هادى(ع)32 سال امامت كردند. جو اختناق از این زمان به بعد به حدى بود كه شیعیان از نام بردن امام خوددارى مى‏ كردند و با عبارت «شخص برگزیده ‏اى از آل محمد(ع)» منظور خود را مى‏ رساندند. لذا امام هادى(ع)به شیعیان سفارش مى‏كردند كه كاملاً با تقیه رفتار كنند. امام(ع)خطاب به یكى از شیعیان كه مى‏ خواست از امام سؤالى بپرسد فرمودند:  ما در حال گذر از شاهراهیم و این محل، براى طرح سؤال مناسب نیست.22

امام هادى(ع)به شیعیانى كه از قم اموالى را براى امام آورده بودند دستور دادند كه اموال را بر شترانى كه فرستاده بودند بار كنند و آنها را بدون ساربان به سوى آن حضرت روانه كنند. بعد از مدتى كه آنها بار دیگر به حضور امام رسیدند اموال خود را نزد امام یافتند.23

امام هادى(ع)نیز با توجه به این جو سیاسى حركت نصب نمایندگان را در مناطق مختلف شیعه ادامه دادند.

امام حسن عسكرى(ع)فقط شش سال امامت كردند و در 28 سالگى از دنیا رفته، در خانه خود در سامرا به خاك سپرده شدند. فضاى سیاسى در این زمان شدیدا علیه ائمه اطهار(ع)بود؛ چرا كه حكومت هم از محبوبیت ائمه بیم داشت و هم از مژده تشكیل حكومت جهانى توسط امام مهدى(ع)خبر داشت و لذا امام حسن عسكرى(ع)كاملاً زیر نظر حكومت بود و ایشان را هر دوشنبه و پنج شنبه به دارالخلافه احضار مى‏ كردند.

عبدالعزیز بلخى مى‏گوید: روزى در خیابان منتهى به بازار گوسفند فروشها نشسته بودم. ناگهان امام حسن عسكرى(ع)را دیدم كه به سوى دروازه شهر حركت مى‏كرد. در دلم گفتم: «خوب است فریاد كنم كه: مردم! این حجت خدا است، او را بشناسید. ولى با خود گفتم در این صورت مرا مى‏ كشند! امام وقتى به كنار من رسید به او نگریستم، انگشت سبابه را بر دهان گذاشت و اشاره كرد كه سكوت! من به‏ سرعت پیش رفتم و بوسه بر پاهاى او زدم. فرمود: «مواظب باش، اگر فاش كنى، هلاك مى ‏شوى!» شب آن روز به حضور امام(ع)رسیدم. فرمود: «باید رازدارى كنید وگرنه كشته مى‏ شوید، خود را به خطر نیندازید».24

امام حسن عسكرى(ع)نیز در مناطق مختلف نمایندگانى نصب كردند و به طور سرى با نامه با آنها در ارتباط بودند.

امام مهدى(ع)مخفیانه متولد شدند. با شروع امامت ایشان دوران غیبت صغرا شروع شد. امام(ع)در این دوران چهار نماینده خاص یكى پس از دیگرى نصب كردند كه نمایندگان مناطق مختلف با نواب خاص هماهنگى مى‏كردند و امام(ع)پیامهاى خود را توسط نواب خاص به دیگر نمایندگان مى‏ رساندند. در طى 69 سال دوران غیبت صغرا، نواب خاص به سازماندهى وكلا، اخذ و توزیع اموال متعلق به امام و پاسخگویى به سؤالات فقهى و مشكلات عقیدتى و مبارزه با مدعیان دروغى نیابت پرداختند. اما از همه مهم‏تر در مخفى كردن نام و مكان امام زمان(ع)نهایت سعى خود را بذل كردند.

بعد از دوران غیبت صغرا، غیبت كبرا شروع شد. امام در این زمان فقط به نصب نائبان عام بسنده كردند؛ یعنى شیعیان را به علمایى كه خویشتن‏دار باشند، ارجاع دادند. رابطه امام زمان (عج) با نواب عام به طورى است كه حجت بر آنها تمام مى ‏شود و علما نیز حجت و راه را براى شیعیان تبیین مى‏ كنند.

بنابراین نه تنها دلیل غیبت تقیه و ترس از حكومتهاى طاغوت است، بلكه چیزى جز ادامه تقیه ائمه اطهار(ع)نیست. پایان غیبت نیز وقتى است كه محیط اختناق و زمینه تقیه و غیبت از بین برود. و این مهم میسر نمى‏ شود مگر اینكه شیعیان به اقتدار و قدرت برسند. غیبت امام زمان(ع)تقیه تاكتیكى براى حمله‏ اى گسترده ‏تر؛ یعنى تشكیل حكومت جهانى است. در دوران غیبت زمینه‏ سازى براى ظهور و تشكیل حكومت اسلامى به رهبرى فقها دنبال مى‏شود و بدون تردید، بهترین محیط براى زمینه سازى ظهور، تشكیل حكومتهاى اسلامى و شیعى در سطح جهان است كه در آن فضا زمینه‏ هاى نظامى، سیاسى، فرهنگى، حكومت جهانى فراهم شود.


1.محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 152.

2.همان، ج 52، ص 92، حدیث 7.

3.سلیم بن قیس هلالى، اسرار آل محمد(ع)، ترجمه اسماعیل انصارى زنجانى خویى، انتشارات دلیل ما، چاپ دوم، ص 160.

4.ر.ك. همان، ص 182.

5.همان، ص294.

6.سوره مائده(5)، آیه 101.

7.ر.ك: ناصر مكارم شیرازى، «مقاله تقیه»، مجله مكتب اسلام، سال هجدهم، شماره 6 و 7.

8.شیخ حر عاملى، تفصیل وسائل الشیعة، قم، مؤسسة ال‏البیت لإحیاء التراث، ابواب الأمر والنهى، باب 31، ص234، ح2.

9.همان، ج 16، ص 222.

10.براى توضیح بیشتر ر.ك. مهدى پیشوائى، سیره پیشوایان.

11.ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، بیروت، دار صادر، ج3، ص 406.

12.بحارالانوار، ج 46، ص 20.

13.ابن قتیبه دینورى، الإمامة و السیاسة، مكتبه مصطفى البابى المجلسى، ج1، ص 186.

14.طبرسى، الإحتجاج، نجف، المطبعة المرتضویه، ص 161.

15.صحیفه سجادیه، ترجمه صدر بلاغى، تهران، حسینیه ارشاد، معاصى 49، ص 610.

16.شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا، بیروت، موسسه الأعلمى للمطبوعات، ج1، ص 225.

17.مسعودى، مروج الذهب، بیروت، دارالأندس، ج3، ص253.

18.ابن كثیر، البدایه و النهایه، بیروت، مكتبه المعارف، ج10، ص 72.

19.شیخ مفید، الإرشاد، قم، مكتبه بصیرتى، ص 298.

20.شیخ صدوق، علل الشرایع، قم، منشورات مكتبه الطباطبائى، ج1، ص226.

21.شیخ مفید، الارشاد، قم، منشورات مكتبه بصیرتى، ص 310.

22.اربلى، كشف الغمة، تبریز، مكتبه بنى هاشمى، ج 3، ص 175.

23.بحارالأنوار، ج50، ص 185.

24.مسعودى، إثبات الوصیة، الطبعة الرابعة، نجف، المكتبه الحیدریه، ص243


برچسب ها : نظریه اختیارى بودن ظهور(قسمت سوم) , ظهور , اسلام , مهدویت , امام زمان ,

ادامه مطلب ... نظرات :


آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :

    بروزرسانی :

درباره ما

اروم نیوز
آگاه ترین
ارومیه نیوز



تبلیغات
  • طراحی قالب توسط پارس تولز
.CopyRight © 2010 - 2011 agahtarin Group , All Rights Reserved ©
لینکدونی آزاد
The title of your home page You could put your verification ID in a comment Or, in its own meta tag Or, as one of your keywords Your content is here. The verification ID will NOT be detected if you put it here.